ghoghandareghand
Sunday, November 09, 2003
 
سسسس

Thursday, August 07, 2003
 





 
[imgsrc=www.golesang.com/saddam.jpg]
 
[imgsrc="http://www.golesang.com/saddam.jpg"]
tysy
Wednesday, May 28, 2003
 
وسط جلسه ي كنكور بلند شو و مثل تارزان داد بزن. از ته دل هوار بكش. بذار همه ي مصيبت هايي كه كشيدي بريزه بيرون و همه هاج و واج نگاهت كنن. پاسخنامه رو جر بده. به مراقب ها فحش ناموسي نثار كن. پس چي فكر كردي؟ هميشه بايد رومون خر سواري كنن؟ توي اين دوره زمونه هر كس صداش بلندتر و زورش بيشتره خر سواري مي كنه. چرا من و تو خرشون باشيم؟ چرا ما خر سواري نكنيم؟


از دختر يا پسر كوچه بغلي خوشت اومده؟ ( زهر مار! خنده نداره ) برو جلو. بايد از خدا بخواد با تو دوست بشه. هر وقت طرف رو ديدي بگو: " آهاي با تو هستم. بيا اينجا. ببين من از تو خوشم مياد. تو هم وظيفه داري عاشق من باشي. يا الله شماره بده. دستمو هم ببوس. "


ياغي باش و حال كن. خطوط قرمز رو پشت سر بذار و مغرور باش. بذار دنيا بهت سواري بده. اينطوري صفا داره، حال مي كني، غرور داره، كلاس داره. نه؟


 
شب تنهايي خوب



گوش كن ، دورترين مرغ جهان مي خواند
شب سليس است، و يكدست ، و باز
شمعداني ها
و صدادارترين شاخه فصل ، ماه را مي شنوند

پلكان جلو ساختمان
در فانوس به دست
و در اسراف نسيم

گوش كن ، جاده صدا مي زند از دور قدم هاي ترا
چشم تو زينت تاريكي نيست
پلك ها را بتكان ، كفش به پا كن ، و بيا
و بيا تا جايي ، كه پر ماه به انگشت تو هشدار دهد
و زمان روي كلوخي بنشيند با تو
و مزامير شب اندام ترا، مثل يك قطعه آواز به خود جذب كنند

پارسايي است در آنجا كه ترا خواهد گفت
بهترين چيز رسيدن به نگاهي است كه از حادثه عشق تر است
شب تنهايي خوب



گوش كن ، دورترين مرغ جهان مي خواند
شب سليس است، و يكدست ، و باز
شمعداني ها
و صدادارترين شاخه فصل ، ماه را مي شنوند

پلكان جلو ساختمان
در فانوس به دست
و در اسراف نسيم

گوش كن ، جاده صدا مي زند از دور قدم هاي ترا
چشم تو زينت تاريكي نيست
پلك ها را بتكان ، كفش به پا كن ، و بيا
و بيا تا جايي ، كه پر ماه به انگشت تو هشدار دهد
و زمان روي كلوخي بنشيند با تو
و مزامير شب اندام ترا، مثل يك قطعه آواز به خود جذب كنند

پارسايي است در آنجا كه ترا خواهد گفت
بهترين چيز رسيدن به نگاهي است كه از حادثه عشق تر است


Powered by Blogger